وقتی بهت فکر میکنم یهو میشی همه کسم
پنجره بازه ولی من انگاری تو قفسم
میدانم به خدا سوگند میدانم که فرسنگ ها
از فطرتم دور افتاده ام
فرشته ها دیگر مرا نمیشناسند
پیراهنم دیگر شبیه ملکوت نیست
و کفش هایم راه را گم کرده اند
روزی یکی وارد زندگیت میشه بهت عشق و امید میده
و وقتی خوب غنچه آرزوهاتو که هنوز
خوب نشکفته را پر پر میکنه و زندگیت رو نابود میکنه و آیندتو به
تباهی میکشه و میزاره میره
خدایا دل اونایی که دل ما رو میشکنن
یه جور بشکن که دیگه به هم وصل نشه

خدایا کمکم کن تا درهایی که بسویم میگشایی ندانسته نبندم
و کمکم کن تا درهایی را که به رویم میبندی به اصرار نگشایم